الإمام زين العابدين (ع) (مترجم: حميد فتاحى)

118

الصحيفة السجادية الكاملة (صحيفه كامله سجاديه همراه با پيامها پاسخگوى نيازها) (فارسى)

خواسته‌اش دست پيدا كند و اگر اين حرص و شدت علاقمندى به مرحله [ هيجانى ] برسد عقل و خرد از كار مىافتد و به صورت يك موجود درّنده با اطرافيان برخورد مىكند . 2 - وَ سَوْرَةِ الغَضَب : شدّت و يا آتش خشم ، كه براى انتقام‌گيرى در نفس پديدار مىشود ، و به هر جنايتى انسان را مهيّا مىسازد و اين رمز نامتعادل شدن روانست چون او را از حوزهء انسانى خارج ساخته و به يك درّنده تبديل كرده است . 3 - وَ غَلَبَةِ الحَسَدِ : حسد ، يعنى به خوشبختى ديگران راضى نشدن ، كه حسود با ديدن نعمتى در ديگران ناراحت مىشود و دوست دارد كه از او گرفته شود و در اختيار وى باشد ، چه اگر چنين روحيّه‌اى بر انسان غالب شود ، بى ترديد به درگيرى با خدا مىانجامد چون هر نعمتى را او طبق مصلحتى به كسى مىدهد ، حسود به تدبير خدا راضى نمىباشد و اين كار موجب كفر وى مىگردد ، و ريشه بدبختى شيطان هم حسد بود كه به حضرت آدم عليه السلام داشت . 4 - و ضَعفِ الصَّبر : مهار نفس در چهار چوب عقل و دين را ، صبر گويند چه اگر ضعيف باشد او را به سوى هر عملى مىكشاند و از ثبات و استقامت محرومش مىكند ، و اگر قدرتمند باشد در مقابل مشكلات ، مانند كوه‌ها استقامت مىكند ، چنانچه در شخصيت انبياء ، به ويژه ، امامان معصوم عليه السلام ، صبر به شكل كامل بود ، كه در برابر هر نوع سختى ، صبور بودند و حق را مراعات مىكردند . 5 - و قلَّةِ القناعَة : به اندازهء قدرت و توان خود زندگى كردن و به وضع موجود قانع شدن . ضمن اينكه انسان را در عزت و احترام لازم قرار مىدهد و موجب نزول رحمت و امدادهاى الهى نيز مىگردد ، اگر چنين سياستى در زندگى انسانها نباشد يا كمتر باشد بدون شك او را به خوارى و رسوائى و ذلت وادار مىكند ، چون مجبور مىشود از ديگران قرض كند يا دست نياز به سويشان باز نمايد و . . .